وب نوشت های یک آدم شکاک

Monday, July 31, 2006

لعنت برهر دو تاتون!


باجنایت هائی که امریکا و زائده فاسدش اسرائیل در منطقه مرتکب می شود شدیدا مخالفم و آن را محکوم می کنم. به همان شدت با کسانی که فرزندان مارا به این صورتی که در این عکس مشاهده می کنید در می آورند هم شدیدا مخالفم و این کار را هم محکوم می کنم. نه اسرائیل جنایتکار حق دارد برسر فرزندان منطقه بمب بریزدو نه جنایتکاران دیگر حق دارند که به آنها بمب ببندند و آن ها را به میان مردم بفرستند.

Tuesday, July 18, 2006

بیانات « امامزاده» درباره ایستگاه متروی « امام»

یکی از آقازاده ها که مدیرکل متروی تهران است فرموده است: «پس از فرو نشستن آب، با دستگاه‌‏هاي مخصوصي آب را پمپاژ كرده و از ايستگاه مترو خارج مي‌‏كنيم. هاشمي در پايان تاكيد كرد: هيچ مشكلي براي ايستگاه مترو امام خميني ايجاد نشده است و بحث ريزش اين ايستگاه صحت ندارد
واما، حالا که فرمایش این آقازاده را شنیدید، این خبر را بخوانید: «به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، خيابان مجاور مترو امام خميني ساعت 9 صبح امروز فرو رفت و 2 نفر از شهروندان در اين حادثه دچار آسيب شدند.» و به این عکس ها بنگرید

Sunday, July 16, 2006

شورای نگهبان و دموکراسی درایران

من نمی دانم که ماراچه می شود؟ ظاهرا هیچ چیزمان روی حساب و کتاب نیست یا لااقل روی حساب و کتابی که یک آدم معمولی مثل من بتواند بفهمد، نیست. « استاد برجسته حقوق اساسی» در دانشگاه تهران می فرماید که « دموکراسی از مسیرشورای نگهبان عبور می کند». اولین پرسش این است که این دموکراسی صاحب مرده چیست که باید از کانال 6 روحانی و 6 غیرروحانی منصوب شده که ظاهرا به کس و مقامی هم پاسخگو نیستند بگذرد! این اگرچه در کلیت اش حرف درستی است «با توجه به اهميت قانون اساسى بايد امکان نظارتى براى حراست شايسته از اين سند وجود داشته باشد تا مردم در زير سايه‌ اين پاسدارى از قانون اساسي، از اطمينان خاطر برخوردار باشند.» ولی این چه ربطی به ماموت های شورای نگهبان دارد؟ چه در انتخابات ریاست جمهوری، چه در انتخابات مجلس، دیدیم که اتفاقا « دموکراسی» از شورای نگهبان عبور نمی کند، بلکه به خاطر دخالت های مسخره این « شورا» که نه شورائی است و نه روشن است که از چه دارد « نگهبانی» می کند، اتفاقا متوقف می شود. لطفا به مردم آدرس غلط ندهید!

Thursday, July 13, 2006

سیاستی که کمتر از جنایت نیست!

آقای احمدی نژاد در سفر به آذربایجان شرقی گفت: ««ما تا امروز در مسير و چارچوب معاهده منع گسترش سلاح‌‏هاي هسته‌‏اي و صلح‌‏آميز بودن اين فعاليت‌‏ها حركت كرده‌‏ايم اما بدانيد اگر ملت ايران به اين نتيجه برسد كه آن‌‏ها در پيشنهاد به ما حسن نيت و صداقت نداشته است در سياست‌‏هاي خود تجديدنظرخواهدكرد.»
آقای احمدی نژاد: بگویم تا بدانید که من جزو این « ملت ایران» شما نیستم که می گوئید در سیاست خود « تجدید نظر» خواهد کرد! مگرما « ملت ایران» در « انتخاب» شما نقش موثری داشته ایم که اکنون از جانب ما سخن می گوئید؟ به عنوان آدمی که هزینه کردن حتی یک سنت را برای اسلحه، اتلاف منابع محدود یک جامعه می دانم، این « تجدید نظر» کردن شما، علاوه برمیلیاردها دلاری که تاکنون در این ماجراجوئی تلف شده است، باعث تلف شدن میلیاردها دلار دیگر می شود و علاوه بر آن، می تواند به نابودی کامل ایران منجر شود. صرف این همه منابع برای انرژی- یا بمب- اتمی درکشوری با این همه نیازهای عاجل و این همه امکانات بالقوه انرژی خورشیدی چیزی کمتر از یک جنایت نیست.

Wednesday, July 12, 2006

تحریف تاریخ به روایت یک فعال سیاسی دبش!

اول که دیدم باور نکردم. گفتم مگر می شود که کسی که خودرا فعال سیاسی می داندبه این صورت تاریخ معاصرمارا بازسازی و دوباره سازی کند! ولی دیدم نه صحت دارد. ادعا براین است که اکنون، در هر سلول ده نفر زندانی است ولی در زمان « شاهنشاه آریامهر»
«تموم زندان اوین ده تا زندانی به زور بود...»
اگر این بازسازی و دو باره سازی تاریخ معاصر ما نیست، پس چیست؟ آبا به واقع چتر « مخالفت با جمهوری عوضی اسلامی» به اندازه کافی بزرگ و ضخیم هست که درزیرش هر لاطائلائی را بتوان به عنوان مخالف خوانی با این رژیم عهد د قیانوسی به مردم قالب کرد؟ من فکر نمی کنم. اصل را در اینجا بخوانید
بیهوده نگفتند که از ماست که برماست!
پی نوشت: نویسنده وبلاگی که به آن لینک داده ام به خیال خویش به من جواب داده است . من حتی یک روزهم زندان نبوده ام ولی شما حق ندارید در باره آن دوران دروغ بگوئید. من چیزی جز این ننوشته ام. متهم شده ام که به اسامی مختلف برای شما ایمیل های سراپادشنام فرستاده ام. دروغ می گوئید. دروغ. و پرونده سازی می کنید. پرونده سازی. به شما انتقاد کرده بودم در باره یکی از پستهای شما درباره خانم عبادی- یادتان هست؟- وشما فشارخونتان ا زانتقاد بالا می رود، کمااین که الان هم با عصبیت داریدبا کلی پرونده سازی به خیال خود جواب می دهید. همین. اگر جز از این است افشا کنید. اشکال کار شما این است که فکر می کنید همگان مثل خود شما هستند . امیدوارم این بار هم «دوستان» خودتان را به جان من نیندازید. من گردنم ا زموی شما باریکتر است!!!